سربازان غایب

بررسی در خصوص غیبت سربازی و معافیت سربازان غایب دارای غیبت طولانی

انتظار مشمولین غایب برای معافیت

 

۹ سال قبل که معافیت سنی اعمال شد برخی از مشمولین غایب که در مرز استفاده از معافیت سنی بودند از اینکه بخت یارشان نبوده دلگیر گردیدند منتها امیدوار که در سالهای آتی معافیتی جدید اعمال شود و آنها هم شامل آن شوند ، البته برای معافیتهایی از این دست نمیتوان انتظار داشت که سالانه شاهد آن باشیم ، فلذا 5 6 سالی سپری شد که با انباشتی جدید از مشمولین غایب با سن بالا ، انتظاری جدید برای معافیت سنی پدید آید ، این انتظار تا جایی بود که برخی تکذیب ها را  از سوی مسئولین امر شاهد بودیم ، بویژه اینکه در 2 3 سال اخیر مجلس هم در پی اصلاح قانون نظام وظیفه بود و موضوع خدمت نظام و تغییرات آن بیشتر بر سر زبانها بود ، مطبوعات هم به تناسب در این خصوص مطالبی انتشار میدادند و گاها مسئولین هم مصاحبه هایی داشتند ، از اواخر سال گذشته که قانون جدید به تصویب رسید و همراه آن بخشودگی هایی اعمال شد ، کم کم موضوع سربازی به حاشیه رفت و مسئولین هم دیگر مثل سابق در اینباره صحبت نمیکردند ، از طرفی مجلس جدید آغاز به کار کرد و موضوع سربازی در دوره جدید مجلس ابدا مطرح نشد و گویی که توقعی هم در اینخصوص نیست حتی از نمایندگانی که دوره قبل هم بوده اند و وعده های بسیار داده اند ، مسئولین نظامی هم موضوع را دنبال نکردند ، چون مطرح کردن این موضوع خواه ناخواه نوعی التهاب را ایجاد میکند ، بخصوص  هرگونه اظهارنظر درباره مشمولین غایب  میتواند این  التهاب را ایجاد کند ، اگر صحبت از تشدید برخورد باشد به نوعی تبعات اجتماعی دارد و اگر هم صحبت از عفو باشد ، حداقل گمانه زنی مسئولین نظامی این است که موجب تشویق غیبت میشود یا اقتدار خدمت سربازی را کاهش میدهد ، در این بین سازمان وظیفه عمومی طرحی جامع را برای مکانیزه کردن کارتهای پایان خدمت اجرا میکند ، شاید این طرح بیش از 1 یا 2 سال طول بکشد تا بیش از 15 میلیون کارت پایان خدمت الکترونیکی صادر شود و بعد از آن دیگر میزان مشمولین غایب را بصورت دقیق میتوان مشخص کرد ، قدری برای مشمولین غایب بد میشود که وضعیت خدمت همه کاملا مشخص خواهد بود منتها برای مشمولین غایب با سن بالا شاید چندان بد نباشد ، تا یک سال یا دو سال آینده که همه کارتها الکترونیکی شود و مشخص شود چند میلیون مشمول غایب در کشور هستند باید طرحی برای ساماندهی آنها اتخاذ شود و در این بین راهکاری نیاز است که حجم این تعداد مشمول کاهش یابد و بهترین راه معافیت سنی است ، از طرفی بیش از یک دهه هم گذشته است و کسی اعتزاضی نمیکند که این بخشش موجب خواهد شد تا عده ای به خدمت نروند و صبر نمایند چرا که بعد از آن صبر کردن به دو قاعده دارای مشکل خواهد بود ، یکی انتظار و محرومیت های اجتماعی در پی آن و دیگری اینکه نظام وظیفه میتواند هر لحظه با هر گروه از مشمولین غایب بر اساس اطلاعات طبقه بندی شده میتواند  برخورد نماید . از طرفی  سال گذشته نظام وظیفه فراخوانی داد برای مشمولین متولد 1364 به قبل که به خدمت سربازی بروند و تسهیلاتی به آنها داده میشود که در استان خود خدمت نمایند ، این نوع دسته بندی نشان از تمایل نظام وظیفه به بستن پرونده وضعیت خدمت مشمولین بر اساس سن آنها دارد ، فلذا بعید نیست تا سال آینده معافیت سنی برای متولدین تا پایان سال 1364 داده شود ، البته هیچ چیز قطعیت ندارد ، منتها گمانه زنی ما چنین است ، بر این اساس شاید صلاح متولدین بعد از سال 64 این باشد که به خدمت نظام بروند و محرومیت بیشتر را متحمل نشوند و متولدین پیش از سال 64 نیز امید داشته باشند که تا یک یا دو سال آینده  از معافیت سنی بهره مند شوند.   

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت 20:26  توسط ادریس پویا  | 

بخششی برای برخی از مشمولین غایب

 این روزها اخبار مشمولین غایب اینقدر کم شده که قلم ما را هم خشکانده است ، و دوستان را گله مند کرده که چرا پیگیر موضوع مشمولین غایب نیستم و کمتر مینویسم ، البته حق است که مشمولین غایب انتظار داشته باشند آن هم از وبلاگی که تحت این عنوان فعال شده است ، منتها بضاعت ضعیف وبلاگ نویس است و موضوعاتی که عموما صحبت از آن تکرار مکررات است .

بالاخره چند روز قبل خبر نسبتا جالبی انتشار یافت که میشود کمی به آن پرداخت ، که ایسنا آن را انتشار داده است  و  خبر از این قرار است : 

به میمنت سفر فرمانده کل قوا به استان خراسان‌شمالی مقرر شد، اضافه خدمت سنواتی کلیه سربازان استان خراسان‌شمالی که از 3 خرداد 91 تا اول آبان سال جاری خود را به خدمت اعزام یا معرفی کرده‌اند، بخشیده شود .

http://isna.ir/fa/news/91072213981/%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D9%81%D9%87-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%AA-%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C

پیش از این انواع بخشش در خصوص مشمولین غایب لحاظ شده بود ، از بخشش اضافه خدمت مشمولین غایب تا بخشش و معافیت سنی که برای عموم بوده و بخشش های خاص که برای کمک و دلجویی از آسیب دیدگانی نظیر زلزله زدگان و ... اعمال شده است ، منتها اینبار شاهد بخشش جدیدی بمناسبت مسافرت رهبری هستیم به یکی از استانها و این بخشش مختص سکنه آن استان است که از فیض مسافرت فرمانده کل قوا برخوردار شده اند ، البته این امر بسیار خوب است که الام مردم در سفرهای استانی مقامات کشوری التیام یابد ولی اگر به این بخشش نگاه دقیق شود ، آن را خلاف رعایت حقوق عموم می یابیم ، چرا که منصفانه است اگر در خصوص مشمولین غایب در یک شرایط خاص تصمیمی اتخاذ میشود بصورت یکپارچه و یکسان باشد ، وقتی موضوعاتی نظیر زلزله مطرح میشود ، این ایرادی نیست و حق عمومی مشمولین است که از بخشش و رئفتی برخوردار شوند ، ولی این بخشش که توسط ستاد کل اعمال شده است بدون استدلال منطقی میباشد ، البته منطق پا قدم در فرهنگ ما وجود دارد و شاید این اتفاق را میبایست به این حساب گذاشت ، فقط نمیدانیم مشمولین غایب در تهران آن هم کسانی که در مرکز شهر زندگی میکنند و حضور مقام معظم رهبری را بیش از سایرین درک میکنند چرا تا کنون مورد این بخشش از طرف ستاد کل قرار نگرفته اند ؟ اگر مبنا بهانه است برای بخشش مشمولین غایب این همه اعیاد است و میشود بصورت کلی این بخشش ها را اعمال کرد ، فرمانده کل قوا هم که هیچگاه منتی نگذاشته اند در بخشش هایشان که قرار باشد فقط الطاف ایشان به سبب حضورشان در مسافرتی به مردم آن دیار برسد و سبب حسرت کسانی شود که از آن لطف بی بهره بوده اند . آیا مسئولین ستاد کل فکر میکنند که اینچنین است که  برای دلگرم و خشنود  کردن مردم یک استان بمناسبت سفر رهبری  باید آنها ابتکار عمل را به دست بگیرند ؟  آیا وضعیت غیبت مشمولین غایب در خراسان شمالی در پی سفر رهبری هویدا شده است که نیاز به بخشش باشد ؟ آن هم بخششی با اما و اگر های خاص خودش ، که اگر سرباز از خراسان شمالی به جای دیگر اعزام شده باشد شامل بخشش نمیشود ، سوال این است که گناه آن جوان خراسانی  که از اقبال بد شانس خدمت در شهر خود را نیافته ، آیا این است که سایر همشهریانش از لطف بخششی استفاده کنند و او در حسرت آن باشد ؟ برخی گویند ظلم السویه مثل عدالت است ، آیا اینجا هم عدالت در خصوص همه سربازان غایب یکسان اعمال شده است ؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391ساعت 21:55  توسط ادریس پویا  | 

وضعیت مشمولین غایب در اجرای قانون جدید خدمت وظیفه عمومی

 نیمه ابتدایی سال 91 هم به پایان رسید بدون اینکه شاهد رویداد خاصی در خصوص مشمولین غایب باشیم ، قانون جدید خدمت وظیفه عمومی که در سال گذشته تصویب شد و بنظر میرسید که از ابتدای امسال کاملا اجرا شود دارای محوری اساسی است که عدم اجرای آن تا به این لحظه آن را کمرنگ جلوه داده است و آن نحوه برخورد با مشمولین غایب است ، این قانون مجازات مشمولین غایب را بعد از 3 ماه غیبت ، 6 ماه اضافه خدمت سربازی قرار داده است  و بعد از یکسال غیبت آنها را در زمره مشمولین فراری که مستحق ارجاع به محاکم قانونی نظامی هستند قرار داده است . در راستای اجرای قانون جدید وظیفه عمومی بخششی برای اضافه خدمت مشمولین غایب در اسفند سال 90 تصویب شد که فرصتی باشد که مشمولین غایب خود را تا خرداد سال 91 معرفی نمایند و بدون اضافه خدمت ، 21 ماه خدمت نمایند و بر اساس قانون جدید اگر این دسته مشمولین بعد از آن تا 3 ماه  مراجعه میکردند انتظار 3 ماه اضافه خدمت و بعد از 3 ماه تاخییر در معرفی 6 ماه اضافه خدمت را بعنوان عقوبت میداشتند ، اکنون که نیمه اول سال 91 به اتمام رسیده است تمامی مشمولین غایب سابق ، اضافه خدمت 6 ماه در کارنامه خود دارند یعنی اگر فردا تصمیم بگیرند به خدمت سربازی بروند میبایست 27 ماه خدمت نمایند ، این یعنی اگر مشمولین متولد سال 55 اکنون اقدام به رفتن به سربازی نمایند در آستانه 40 سالگی میتوانند امید داشته باشند که وضعیت خدمتشان بعد از 20 سال محرومیت و مشقت تعیین تکلیف شود آن هم در شرایطی که تعیین تکلیف شدن وضعیت خدمت آنها تاثییر چندانی در این سن برای آنها نخواهد داشت ، چنین سنی نه مناسب برای استخدام است و نه تحصیل و ..  ، از اینرو بسیار بعید است که مشمولین غایب دهه 50 بعد از یک یا دو دهه محرومیت اکنون قصد نمایند برای انجام خدمت 27 ماهه ، فلذا میماند موضع سازمان وظیفه عمومی و ستاد کل در برخورد با ایشان ، البته تصمیم مسئولین امر سربازی چیزی نیست که بشود به راحتی گمانه زنی کرد ، یک وقت در خصوص محاسبات ریاضی و قوانین فیزیک صحبت است ، به راحتی میشود از داده ها به جواب رسید منتها وقتی در خصوص بادمجان و خوب و بد بودن آن صحبت میشود موضوع برمیگردد به میل سلطان محمود ، که داستان آن را همگان میدانند . ولی از آنجایی که  در بین  مسئولین مربوطه افرادی محاسبه گر نیز هستند که منافع عمومی و کشور را لحاظ قرار میدهند ، ما به تحلیل موضوعات میپردازیم هرچند که لزوما همه آنها اتفاق نیافتد .

مهلتی که برای مشمولین غایب گذاشته شده بود برای معرفی 3 خرداد 91 بود و در قانون عقوبت غیبت نیز به شدت تشدید شده بود ، از این جهت ما شاهد این بودیم که بخشی از مشمولین غایب حتی با سنین بالای 30 خود را به خدمت معرفی کردند . منتها آیا در آینده نیز چنین میشود ؟ این موضوع برای مشمولین با سن بالا بسیار بعید است چرا که این مشمولین بیش از یک دهه تحمل غیبت کرده بودند و اگر پشیمان از کرده خود بودند حداقل در فرصت معلوم شده خود را معرفی میکردند و نه اکنون که اضافه خدمت 6 ماهه برای آنها منظور شده است ، لذا این احتمال را برای معرفی مشمولین غایب بالای 30 سال باید در حد صفر منظور کنیم یعنی از نزدیک به یک میلیون مشمول غایب بالای 30 سال حتی توقع معرفی 1000 تای آنها نیز در سال وجود نخواهد داشت مگر با اجبار دستگیری و ارجاع آنها به خدمت سربازی . ولی آیا دستگیری راهکار است و در برنامه مسئولین وظیفه عمومی خواهد بود ؟ ظرفیت جذب سرباز وظیفه در نیروهای مسلح حدود 400 هزار در سال براورد میشود و هم اکنون در حدود 700 هزار تازه مشمول داریم که نهایتا 200 تا 250 هزار تای آنها از معافیتهای مختلف بهرهمند باشند ، یعنی با وجود کاهش موالید دهه 70 ، هم اکنون نیز ظرفیت جذب سرباز بیش از تعداد تازه مشمولین نیست ، حالا فرض میکنیم این ظرفیت باشد و حتی یکصد هزار نفر اضافه ظرفیت هم ایجاد شود ، این امکان چگونه محقق شود که 3 میلیون مشمول غایبی که انباشت 15 ساله هستند طی یک یا دو سال به خدمت اعزام شوند ؟ تبعات اجتماعی موضوع چه خواهد بود ؟ برخی مسئولین مربوطه منکر وجود 3 میلیون نفر مشمول غایب میشوند و میگویند این تعداد در حدود 500 هزار تا است ، البته همین ها در جایی دیگر تنها  تعداد مشمولین را که در سطح استفاده از معافیت 2 برادری هستند قریب به همین عدد اعلام میکنند ، که در اینباره پیشتر بحث شده است ، به هر تقدیر برخورد با مشمولین غایب با سنین بالا  هزینه های اجتماعی دارد و قانون تشدید مجازات را طوری کرده است که عملا برخورد با آنها را مشکل تر نموده است ، سازمان وظیفه عمومی طی یک دهه گذشته اقدام به سرباز گیری نکرده است و فقط جایی که یک مشمول غایب بنا به دلیلی دستگیر و معرفی شده باشد نسبت به او اعمال قانون کرده است ، یعنی با قانون پیشین که سهل تر بوده باز با مماشات با مشمولین غایب برخورد کرده است ، این درحالی است که قانون جدید ماهیت مشمولین غایب را تا حد سرباز فراری تغییر داده است ، اینجاست که باعث میشود عزم لازم برای برخورد با مشمولین غایب نباشد ، از این بابت است که موضوع تا کنون با سکوت برگزار شده است و شاید سازمان وظیفه عمومی ترجیح میدهد تنها از قدرتی که قانون به او تفیض کرده در موارد اضطراری استفاده نمایند و نه اینکه در شرایط عادی بحران آفرینی کند . به هر حال چه برخورد جدی نماید و چه موضوع را مسکوت بگذارد بخشی از سرمایه ملی همین نیروی انسانی جوان و میانسال هستند که اکنون میتوانند برای کشور ثمربخش باشند و اکنون باید از ایشان بهره برد تا در وقت بازنشستگی ، آنها  از ثمره تلاششان در این سالها استفاده نمایند .

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1391ساعت 22:5  توسط ادریس پویا  | 

اظهارات سردار کمالی در مصاحبه با خبرنامه دانشجویان ایران

اخیرا خبرنامه دانشجویان ایران مصاحبه ای داشته است با سردار کمالی و آن را در دو قسمت طی روزهای اول و چهارم شهریور ماه منتشر کرده است ، متن مصاحبه طولانی است و بررسی تمام فرازهای مصاحبه در یک مطلب میسر نیست ، لذا در اینجا فقط به ذکر بخشی از آنچه پیرامون مزیت قانون جدید سربازی آمده است میپردازیم .

بخشی از مصاحبه سردار را در ادامه میبینیم :
 
«خبرگزاری دانشجو»- توضیحات تکمیلی برای قانون جدید را بفرمایید.
 
كمالي: قانون جدید نسبت به قانون قبلی تسهیلاتی را در نظر گرفته است. بعضی از این تسهیلات در گذشته به صورت موقت وجود داشته اند؛ به این معنی که مجوزی از حضرت آقا گرفته بودیم و موقتا این قوانین را اجرا می کردیم و هر سال نیز تمدید می شد
یا بعضاً تغییراتی جزئی می یافت كه این امر موجب می شد مردم نگران باشند که این قوانین تا کی ادامه خواهد داشت، اما این قوانین در نهایت دائمی شد. حالا من برخی از قوانین را مطرح می کنم.
 
قوانین جدید مربوط به کفالت مزیت هایی دارد که به بعضی از آنها اشاره می کنم.
 
یکی از فرزندان مادر فاقد شوهر تحت پوشش کمیته امداد یا سازمان بهزیستی از خدمت معاف می شود. قبلاً اینگونه بود که اولاً سازمان بهزیستی را شامل نمی
شد دوماً اگر مادری دو فرزند داشت یکی از آنها معاف می شد، ولی اگر سه فرزند داشت، هیچ یک از فرزندانش معاف نمی شد، اما در قانون جدید اگر 10 فرزند نیز داشته باشد، یکی از فرزندانش معاف خواهد شد.
 
تنها برادر ذکور خواهر مجرد از خدمت سربازی معاف خواهد شد، در حالی که قبلاً به این صورت بود که اگر خواهر تا 24 سالگی ازدواج نمی کرد، برادر باید به سربازی می رفت.
 
فرزند سربازی که در نیروی های مسلح فوت کرده، از خدمت سربازی معاف است و اگر فرزند نداشته باشد، برادرش معاف می شود كه این قانون نيز قبلاً نبود.

 
مشمولی که همسرش فوت کرده و از او دارای فرزند هست اگر ازدواج مجدد نکند، از خدمت سربازی معاف می شود.
 
اگر مشمولی همسرش معلول باشد، از خدمت سربازی معاف می شود. مشمولانی که فرزندان معلول داشته باشند، از خدمت سربازی معاف می شوند.
 
مشمولانی که با معلولین ازدواج کنند، به مدت 5 سال معافیت موقت می گیرد، در پایان پنج سال اگر همچنان در ازدواج باقی مانده باشند، معاف می شوند
. در قانون قبلی اگر فردی پس از ازدواج همسرش به علت تصادف یا دیگر مسائل معلول می شد معاف بود، اما در قانون جدید وارد شده است که اگر کسی با معلول ازدواج کند، معاف می شود.
 
در رابطه با خانواده های تحت پوشش کمیته امداد و سازمان بهزیستی اگر سه خواهر و یک برادر بالای 18 سال داشته باشند، آن برادر معاف می شود.

 
در رابطه با ایثارگران، قانون جدید تصریح دارد تمام فرزندان شهدا و مفقوداثرها از خدمت سربازی معاف هستند، در حالی که در گذشته تنها دو فرزند شهید از خدمت سربازی معاف می شد و سومین فرزند باید به سربازی می رفت. به همین شکل در قانون قبلی رزمندگان، جانبازان و آزادگان حداکثر دو تن از فرزندان خود را می توانستند معاف کنند، اما در قانون جدید مثلاً اگر رزمنده ای 90 ماه سابقه جبهه داشته باشد، بیشتر از دو فرزند را نیز می تواند معاف کند. برای معافیت فرزند آزاده 36 ماه اسارت نیاز بود، در قانون جدید 24 ماه گفته شده است.
 
همچنین در قانون جدید ذکر شده که به ازای هر شهید، جانباز(25 درصد به بالا) و آزاده ای یک برادر می تواند معاف شود؛ یعنی به عنوان مثال خانواده ای که سه شهید تقدیم کرده، به جز فرزندانشان سه برادر را نیز می توانند معاف کنند.
 
در قانون قبلی جانبازان 15 درصد از خدمت سربازی معاف می شدند، اما در قانون جدید، جانبازان 10 درصد نیز معاف می شوند.
 
یک فرزند خواندۀ جانبازی که صاحب فرزند نمی شود،
در قانون جدید معاف می شود.
 
مزيتي که قانون جدید در ارتباط با معافیت های پزشکی دارد، آن است که قبلاً معتادها را نمی توانستیم به عنوان بیمار برخورد کنیم؛ لذا باید به خدمت سربازی می رفتند، اما در حال حاضر سازمان وظیفه عمومی مکلف شده معتاد را شناسایی کند و شش ماه فرصت دهد که اعتیاد را ترک کند. اگر ترک کرد می تواند گواهی آورده به سربازی برود، اما اگر ترک نکرد بدون آن که تعیین تکلیف شود، بلاتکلیف باقی خواهد ماند. ما به مشمول معتاد نه کارت پایان خدمت می دهیم نه کارت معافیت.
 
در قانون قدیم نظام وظیفه رأی شورای پزشکی قابل اعتراض نبود؛ يعنی اگر شورای پزشکی رأی به سربازی فردی می داد، آن فرد راهی نداشت، در حالی که در قانون جدید، مشمول حق اعتراض دارد و یک بار دیگر معاینه می شود.

 
////////من تعجب می کنم از رسانه ای گروهی که یک خبر کوچک را تیتر كرده و بزرگ می کنند، در رابطه با قانون جدید به راحتی گذشتند، البته عمداً گذشتند؛ زیرا انتظار داشتند در این قانون بساط سربازی برچیده شود و یا شکل آن تغییر کند، ولی زمانی که دیدند نظام سربازی تحکیم شد، از جنبه منفی و چالشی با آن برخورد کنند.
 
مثلاً کسی که می خواست وارد دانشگاه شود و از معافیت تحصیلی بهره ببرد، باید از مجرای کنکور عبور می کرد، اما در قانون جدید کنکور برداشته شد؛ یعنی شرط ورود به دانشگاه و صدور معافیت تحصیلی برای مشمولان برداشته شد، در حالی که اگر این خبر را جداگانه اعلام می کردیم، تیتر اول اکثر رسانه ها قرار می گرفت.

 
در قانون قبلی افراد تنها تا دکتری می توانستند درس بخوانند و برای سطوح تخصصی باید خدمت سربازی را می گذراندند، اما در قانون جدید فرد می تواند در سطح تخصص نیز درس بخواند.
 
افراد دیپلم و بالاتر یک سال فرصت دارند در مقطع بالاتر قبول شوند. همچنین به دانشجویان در حال تحصیل فرصت داده شده اگر به رشته ای که تحصیل می کنند علاقه ندارند، از آن رشته انصراف داده دانشگاه و رشته دیگری قبول شود.
 
این موارد تنها گوشه ای از محاسن قانون جدید است. این قانون بالغ بر 50 مزیت نسبت به قانون قبلی دارد.

 
برخی موارد نیز هست که می گویند، مزيت نیست، اما ما معتقدیم هست؛ به عنوان مثال در گذشته اگر کسی از یک روز تا چند سال غیبت می کرد، تنبیهش یکی بود، اما در قانون جدید سه ماه غیبت با سه ماه اضافه خدمت و یک سال غیبت با شش ماه اضافه خدمت تنبیه می شود و اگر یک سال بالاتر باشد نیز علاوه بر شش ماه اضافه خدمت، فرار محسوب شده و شخص به مراکز صالحه معرفی می شود.

 

آنچه در بالا سردار عنوان کردند تنها گوشه ای از حداقل 50 مزیت قانون جدید سربازی نسبت به قانون قبل بود ، بخش اول مزیت قانون برای معافیت کفالت افراد تحت پوشش سازمانهای خیریه نظیر کمیته امداد و بهزیستی و معافیتهایی برای بستگان درجه اول شهدا و .. و چند معافیت دیگر بود ، بخش دوم مربوط به معافیت پزشکی بود و اینکه معتاد را قانون جدید بیمار تلقی میکند و اجازه خدمت به معتادان تا زمانی که ترک نکرده باشند داده نمیشود ، همچنین مشمولان متقاضی معافیت پزشکی امکان تقاضای تجدید نظر در رای شورای پزشکی را خواهند داشت ، در ادامه تعجب سردار از اینکه به این قانون جدید رسانه ها نپرداخته اند و توقع برچیده شدن نظام سربازی را داشته اند و سپس مزیت رسیدگی به غیبت که اگر کسی بیش از 3 ماه  غیبت داشته باشد اضافه خدمت 6 ماهه و در صورتی که بیش از یک سال باشد ارجاع به مراکز صالحه را در پی خواهد داشت .

متن کامل اظهارات سردار را در خصوص مزیتها قرار دادیم تا شبه ای نباشد که به بخشی از آن نپرداختیم و سردار گله از رسانه ها نمایند . آنچه از صحبتهای سردار بر می آید مزیتهای عنوان شده دو بخش است ، ابتدا مزیتهایی که سبب معافیت میشود ، یعنی ارتقاء سطح معافیتهای کفالت و پزشکی و .. و در حقیقت مزیت قانون برای عده ای جهت سربازی نکردن یا دیرتر به سربازی رفتن و بخش دوم مزیت قانون برای تشدید برخورد با آنهایی که امکان استفاده از مزیت اول را نداشته اند و  سربازی نرفته اند که متناسب با مدت غیبت آنها مورد عقوبت قرار بگیرند .

سوال اینجاست ، از آنجایی که سردار مدعی هستند گروههایی قلم میزنند برای تخریب سربازی ، چرا خودشان مزیتهای قانون جدید را بیان میکنند ؟ آیا بیان اینکه عده ای از افراد جامعه معاف از سربازی شوند و عده ای دیگر مورد تشدید برخورد قرار بگیرند موجب تخریب قانون سربازی میشود و یا تقویت آن ؟ چگونه میتوان از یکسو  جوانان را تشویق به خدمت وظیفه کرد و از سوی دیگر مزیت قانون جدید سربازی را معافیت عده ای دیگر عنوان داشت ؟ وقتی فروش سربازی و اخذ وجه و صرف آن برای امور خدمت وظیفه تبعیض است ، چگونه میشود با افتخار گفت مزیت قانون جدید معافیت بدون شرط یکی از فرزندان مادران فاقد شوهر تحت پوشش کمیته امداد است حتی اگر 10 فرزند باشند ؟ بهتر نیست مسئولیت امور معیشت افراد بی بضاعت به دولت محول شود ؟

از طرف دیگر مزیت قانون جدید  تشدید برخورد با مشمولین غایب بر اساس میزان غیبت آنها عنوان میشود ، فرض میکنیم باید تفاوت باشد بین کسی که 1 ماه غیبت دارد و یا 6 ماه ولی چرا پایه مجازات 3 ماه اضافه خدمت باشد ؟ چرا قانون مثلا نگفته کسانی که تا 3 ماه  غیبت دارند بدون اضافه خدمت و تنها با دفترچه ممهور به مهر غیبت اعزام میشوند و برای بیش از 3 ماه اضافه خدمت مشمول آنها میشود ؟ واقعا انصاف است کسی برای 5 روز غیبت 3 ماه اضافه خدمت داشته باشد بعلاوه عدم امکان استفاده از امریه و .. .

در خصوص معتادین عنوان میشود که اگر آنها ترک نکنند ، آنها بلاتکلیف گذاشته خواهند شد و نه کارت پایان خدمت به آنها داده میشود و نه معافیت ، آیا این نشان از تشویق و دست مریزاد است به آنها یا برخورد قهری ؟ اگر برخورد قهری است که همین برخورد با مشمولین دارای غیبت طولانی در حال حاضر میشود ، پس دیگر مجازات مشمولین غایب با غیبت طولانی چه معنا دارد ، آنها که خود داوطلبانه در حال تحمل مجازات محرویت هستند . آیا حتما باید معتاد باشند تا قانون بلاتکلیف بودن آنها را برسمیت بشناسد ؟

چرا وقتی از مزیت قانون جدید سربازی صحبت میشود ، مزیتهای مورد انتظار مطرح نمیشود ؟ چرا گفته نمیشود که مشمولین وظیفه تا 70 درصد حقوق افراد کادری را دریافت میکنند ؟ چرا از تکریم آنها صحبت نمیشود ؟ چرا از بهبود وضعیت خوراک و اسکان سربازان صحبت نمیشود ؟

چه کسی و کجا مطرح کرده که توقع مردم از قانون جدید سربازی برچیده شدن این قانون است ؟ اگر قرار به برچیده شدن بود که سالها در مجلس معطل نمیماند تا بخشهای مختلف آن مورد تصویب قرار بگیرد ، اشکال کار اینجاست که مزیتهای عمومی نظیر افزایش حقوق و سطح رفاه سربازان با کمترین بهبود روبرو بوده است و آنگاه بر مزیتهای اختصاصی گروهی خاص و اندک به عنوان مزیت قانون صحبت میشود. مگر چند درصد مردم خانواده شهدا هستند و یا  افراد محروم تحت حمایت دولت هستند که تسهیلات برای آنها لطف به عموم محسوب شود ، این در شرایطی هم میباشد که شاید این عموم از این حاتم بخشی مجلس و ستاد کل ناراضی باشند . در هر حال اگر سردار کمالی با خانواده شهدا یا محرومین تحت پوشش صحبت میکنند میتوانند بگویند که مزیت هایی برای شما قرار داده ایم ولی وقتی خطاب با عموم صحبت میکنند میبایست توجه شود که نه تنها مزیتی برای آنها نبوده است ، بلکه از جیب آنها بخششی هم به آن اقلیت محروم شده است فلذا منتی بر آنها نیست .

بنابراین بسیار بجاست برای جلوگیری از تخریب نظام مقدس سربازی از برشمردن مزیتهای قانون جدید سربازی اجتناب شود ، و از اینکه برخی از رسانه ها خود را به تجاهل میزنند و در اینباره سخن نمیگویند قدردانی شود .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1391ساعت 16:24  توسط ادریس پویا  | 

سربازان غایب تخریب قانون نمیکنند

مدتی بود سردار کمالی مصاحبه جدیدی نکرده بودند و ما را فراغتی بود برای رسیدن به سایر امور ، منتها مصاحبه مورخ 3/6/91 ایشان با خبرگزاری فارس http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910603000210 موجب کنجکاوی ما شد و از آنجایی که سردار همواره در پرده ای از ابهام سخن میگویند سوالاتی پیش آمد که در اینجا به آن میپردازیم ، موضوع اول این است که خبرگزاری فارس از قول سردار تیتری انتشار داده است تحت عنوان " تشکیل گروهی غیر قانونی در رسانه ها برای تخریب جایگاه سربازی " و سردار عنوان کرده اند سربازان فراری که در برخی رسانه ها قلم میزنند گروهی غیر قانونی را برای تخریب سربازی تشکیل داده اند ، همچنین خبرگزاری فارس نقل قول کرده است :

"کمالی اظهار داشت: طی بررسی‌هایی که صورت دادیم به این نکته رسیدیم که تعدادی از سربازان غایب و کسانی که به قانون تمکین نمی‌کنند گروهی غیر قانونی را تشکیل داده‌اند تا بر علیه سربازی مطالبی را به نگارش در بیاورند."

در خصوص موضوع اول سوال اینجاست که این گروه غیر قانونی کی و توسط چه کسانی تشکیل شده است و در کدام رسانه ها قلم میزنند و چه مینویسند که موجب تخریب سربازی میشود ؟ بالاخره این مجرمین سربازان فراری هستند و یا سربازان غایب ؟

در ادامه سردار مدعی شدند که " قانون جدید خدمت وظیفه نسبت به قانون قبل خود حداقل 50 مزیت دارد که متاسفانه نبود آگاهی در بین برخی از رسانه‌ها باعث دیده نشدن آنها شده است. " در اینجا این سوال مطرح است که وظیفه چه کسی است که این مزیتها را عنوان نماید و از جایگاه مقدس سربازی صیانت نماید ، آیا رسانه ها به جهت جهالتشان کم کاری داشته اند و یا ستاد کل نسبت به اطلاع رسانی کافی قصور کرده است ، آیا نباید قانونی با این همه مزیت از سوی متولیان اجرای آن بصورتی نیکو اطلاع رسانی شود ؟

در ادامه "  این مقام ارشد نظامی در پاسخ به این سوال که چرا ستاد کل نیروهای مسلح در برابر این گونه موارد سکوت اختیار کرد اظهار داشت:‌ سکوت ما سکوت مطلق نبود. قانون جدید 80 ماده دارد لذا باید تمام بسترهای آنها را فراهم می‌کردیم نیازسنجی‌های لازم از مردم صورت می‌گرفت و ابهامات را از بین می‌بردیم. باید قانون جا می‌افتاد و این کار با جنجال رسانه‌ای پیش نمی‌رفت. متاسفانه برخی از این فضا بهره بردند و جوی کاذب را ایجاد کردند." در اینجا نیز این سوال مطرح است که مقابله با تخریبگران چه ارتباطی با جا افتادن قانون دارد ؟ مگر قانون سرکه است که نیاز به جا افتادن داشته باشد آن هم با نیازسنجی از مردم تا ابهامات از بین برود ؟ اصولا قانون وضع میشود بعد از نیاز سنجی و وقتی وضع شد لازم الاجرا است و همگان باید از آن تمکین نمایند نه اینکه جو کاذب درست نمایند و مثلا بگویند سرباز مازاد نداریم و فروش سربازی را که قانون مصوب مجلس بوده و دولت ابلاغ کرده است کان لم یکن نمایند .

به هر تقدیر ما در اینجا برائت خود را نسبت به عملکرد قانونشکانی که به تخریب قانون میپردازند اعلام میداریم و امیدوار هستیم در سایه قانون شرایطی نیکو برای خدمت رسانی مردم در تمام موقعیتهای اجتماعی و از جمله جایگاه خدمت سربازی فراهم شود ، همچنین تلاش داریم ضمن نقد اظهارات مسئولین اجرای قانون و نیازهای اجتماعی ، چراغ راهنمایی باشیم برای مسئولین امر بمنظور رفع مشکلات موجود و یقینا مسئولین فهیم و با درایتی  نظیر سردار کمالی خود را مساوی قانون نمیدانند که اگر نقدی شود از گفته های ایشان این را  برابر با تخریب قانون سربازی بدانند و قدر مسلم ایشان بررسیهایی صورت داده اند و مواردی را کشف کرده اند و روی سخنشان با آن عده میباشد که احتمالا آن عده تعدادی فریب خورده ، سرباز غایب نما هستند ، وگرنه سرباز غایب واقعی آن هم با غیبت طولانی نه تنها تلاش برای تخریب سربازی نمیکند بلکه مشوقی است برای سایرین که آنها دچار محرومیت ناشی از غیبت و سرخوردگی از آن نشوند .    

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1391ساعت 1:15  توسط ادریس پویا  | 

تسهیلات خدمت وظیفه بعد از مصیبت

حدود دو هفته پیش شاهد واقعه دلخراش زلزله در کشورمان بودیم که خانواده هایی از عزیزان وطن را در آذربایجان شرقی داغدار کرد و موجب تاثر هموطنان فهیم کشورمان شد ، برخی به سرعت و برخی نیز با تاخیر اقداماتی کردند جهت تسکین مصیبت وارده ، ستاد کل نیروهای مسلح هم مصوبه ای از فرماندهی کل قوا گرفتند برای تسکین الام بازماندگان سرباز این واقعه که خبرگذاری جمهوری اسلامی این خبر را با کد 80283163 مورخ 28/5/91 منتشر کرد ، سردار کمالی عزیز اینبار از سر دلسوزی آمدند برای تسلیت و اعلام مصوبات و تسهیلات مصیبت دیدگان ، ایشان بر اساس گزارش خبرگزاری مصیبت وارده را به پیشگاه حضرت ولی عصر امام زمان (ع) تسلیت گفتند که از اینرو قدری عجیب بود ، چرا که مرسوم است تنها آنچه را مربوط به ائمهو گاها علمای دینی  میشود خدمت ایشان تسلیت گفت ، البته ایراد بزرگی نیست ، به هر حال امام زمان را ما شیعیان ولی خود می دانیم و مصیبت وارده به شیعیان حضرت شاید عرض تسلیت به ایشان را نیز طلب کند ، ولی آیا امام زمان بیشتر از مصیبت دیدگان واقعه زلزله نیازمند به تسلیت بوده اند ؟ آیا تسلیت به پیشگاه امام زمان برای واقعه زلزله سبب قرب الهی میشود ؟ به هر حال مخاطب تسلیت سردار مردم مصیبت زده ظاهرا نبودند ولی البته تسهیلاتی برایشان در نظر گرفته شده که سردار اعلام کردند ، قدری مرخصی و در برخی موارد هم معافیت ولی نوش دارو بعد از مرگ سهراب ، آخر درد از دست دادن بستگان و خانه و زندگی را چگونه بتوان با این چیزها تسکین داد  . به هر حال هر کس بنا به بضاعت خود کمک میکند و ستاد کل نیز همینطور اقدام کرده است ، منتها خوب است با هم مهربان باشیم قبل از اینکه مصیبتی بر همدیگر ببینیم و نمرود وار حکم نکنیم چونانکه او برای اثبات خداییش دستور به عفوی داد و جانی از دیگری ستاند ، که در عفو او صوابی نبوده چرا که متاثر از دلیل ناصواب بوده است  و در ظلم او عقاب مضائف نوشته شده که برای اثبات نادرستی ، عمل به ظلمی را صورت داده است .

در خاتمه مصیبت وارده زلزله را به هموطنان مصیبت دیده آذری تسلیت عرض میکنیم و برای آنها صبر از درگاه الهی مسئلت داریم .  

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1391ساعت 1:10  توسط ادریس پویا  | 

مصاحبه میکند قربتا الی ؟؟

 ماه مبارک رمضان است و کریمان را کرم دوچندان شود و حریصان را نکبت فزونتر که فرصتی نیکو را غنیمت نشمارند و پیله حرص را نشکافند و پروانه نشوند و رنگ گل نبینند و از بوی آن سرمست نگردند .

شنبه گذشته  سردار کمالی پس از مدتی مصاحبه ای کردند با خبرگزاری فارس و اینبار روی کلام فقط مشمولین غایب را هدف داشت و موضوع معافیت سنی و اینکه متولدین سال 55 به بعد هر چه سریعتر برای موضوع خدمت وظیفه اقدام نمایند ، اینکه دلیل این مصاحبه و این قدر انکار چیست ، خارج از علم ما است منتها قدر مسلم بین کلیت انکارها تشابهاتی است که برای پرداختن به آن مثالهایی میزنیم از انکارهای مثبت و منفی ، تشخیص مثبت و منفی بودن را خودمان تعیین نمیکنیم که اجحافی و ظلمی صورت نپذیرد.

مثالهایی از انکار :

1.  شوهر نمیکنم ، آقایان منتظر نمانند.

2.  طلب شما رو پس نمیدهم آقا ، میتونی بیا بگیر

3.  خمس نمیدهم .

4.  روزه نیستم ، بیا ببین روزه خواری هم میکنم .

5. گریه نکردم

۶. به متولدین سال 55 به بعد معافیت سنی نمیدهیم .

مثالهای بسیار دیگری هم میتوان آورد در خصوص انکار ولی در کل ماهیت انکار بر گرفته از یکی یا برخی از عوامل ذیل است که در مثالهای بالا نیز مشهود است .

الف : سخنی سخیف و بدون خاصیت که نگفتنش مشکلی ایجاد نمیکند.

ب : ترس و ضعف که دستمایه بسیاری از انکارها است

ج : قلدری و قدرت نمایی

د : حقیقت

ی : دروغ

و تنها بند "د" است که انکاری پسندیده میباشد ولی بیان حقیقت اصولی دارد ، آن هم وقتی جنبه انکار دارد ، مثلا فردی که کچل نیست میتواند بگوید کچل نیستم و این سخنش حقیقت است ولی گفتنش سخیف است و از روی ضعف ، چرا که این حقیقت واضح است و تاکیید گوینده بر انکار کچلی تنها نشان از ضعف او میباشد .

حالا فرض میکنیم معافیت سنی قرار نباشد به متولدین سال 55 به بعد داده شود ، آن هم در شرایطی که متولد سال 55 بیش از نیمی از محرومیت را آن هم در بهار زندگی خود متحمل شده است ، حالا واقعا چه معنایی میتوان یافت برای انکار چنین معافیتی در این ماه مبارک ؟ آیا شرط قبولی طاعات و عبادات و روزه داری است ؟ آیا قصد قربت است ؟ و آیا ماهیت این انکار برگرفته از سایر بندها بجز حقیقت میباشد ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1391ساعت 11:4  توسط ادریس پویا  | 

تاثیر متقابل قانون سربازی و موالید

پیشتر مطالبی تحت عناوین " چقدر مشمول غایب داریم ؟ و  کاهش موالید و اثر آن بر سربازی " نوشته بودم و آمارهای ثبت احوال در خصوص موالید ذکور و تغییرات آن طی 4 دهه و آنچه که این تغییرات میتواند بر مقوله خدمت وظیفه عمومی تاثیر بگذارد ، منتها این تاثیر را نمیتوان بک سویه فرض کرد و قطعا قانون سربازی هم بر سایر موضوعات اجتماعی تاثیرات خود را دارد ، اینکه آیا کدام بخش از سیاستهای دولت جهت افزایش و کنترل جمعیت صحیح و یا ناصحیح بوده قابل بررسی میباشد ولی آنچه به نظر میرسد اشکال کار برمیگردد به اواخر دهه 50 و اوایل دهه 60 که نسلی را در کشور دچار بحران کرد که تا کنون ادامه دار میباشد و این بحران به شکل باری خواهد بود در دهه های آینده ، انفجار جمعیتی که در کشور روی داد سبب شد موالید کشور از حدود 1.400.000 نفر در سال 57 به 2.400.000 نفر در سال 59 برسد ، این 70 درصد افزایش جمعیت در شرایطی روی داد که کشور در آستانه شروع جنگی 8 ساله بود که امکان مدیریت و افزایش سرمایه گذاری کشور را برای متولدین اواخر دهه 50 و اوایل دهه 60 سخت میکرد ، 70 درصد افزایش نیاز هم چیز اندکی نیست و کمبودها برای آن نسل نمایان بود ، مدرسه ها با کلاس های پر جمعیت و چند شیفته ، عدم دسترسی کافی به مراکز آموزشی و تربیتی و فرهنگی لازم همه مواردی بودند که بر دوران کودکی و نوجوانی نسلی اثر گذاردند ، این وضعیت از نیمه دوم دهه 60 بهبود پیدا کرد و در دهه 70 ادامه یافت تا جایی که موالبد سال 80 به کمتر از نصف موالید در سال 59 رسید ، آن هم در شرایطی که جمعیت کشور در آن سال نزدیک به دو برابر جمعیت کشور در سال 59 بود ، حال ممکن است عنوان شود که جمعیت کمتر فرزندان امکان تربیت بهتر و هزینه سهل تر برای فرزند را فراهم می آورد ، البته درست است ولی موضوع آنجا است که این فرزندان باری را بعدها بایست به دوش بکشند که در توان آنها نیست ، افرادی که اکنون در دهه چهارم زندگی خود هستند ، 2 یا 3 دهه دیگر بازنشست محسوب میشوند و نیاز است جامعه هزینه هایی را درباره آنها تقبل کند ، اکنون جمعیت فعال کشور که در سنین 20 تا 60 هستند چندین برابر جمعیت افراد بالای 60 سال میباشد ولی حقیفتا 35 سال آینده چنین چیزی نخواهد بود و شاید جمعیت بالای 60 سال با جمعیت بین 20 تا 60 سال کشور همسنگی نماید و در نظر بگیرید که نیمی از جمعیت را زنان تشکیل میدهند که عموما غیر شاغل هستند  و این یعنی اینکه جمعیت فعال و شاغل بین 20 تا 60 سال کشور مسئول تلاش برای جمعیتی چندین برابر خود خواهد بود ، فلذا کنترل جمعیت در شرایط کنونی میتواند آسیبهای جدی طی 2 یا 3 دهه آینده به کشور وارد کند ، در حقیقت این سرمایه گذاری برای تربیت انسان است که اگر نشود اتلاف سرمایه خواهد بود ، البته اگر انفجار جمعیتی 3 دهه قبل را نداشتیم شاید نیاز چندانی اکنون به پرداختن به مقوله جمعیت نبود ، توجه باید کرد که هدف تناسب جمعیت است و نه داشتن جمعیت زیاد ، اکنون از تناسب خارج شده ایم ، چاره ای نیست که به آن برگردیم ولی این موضوع میبایست از جنبه های مختلف بررسی شود و معضلات پیش روی آن مرتفع شود ، یکی از مهمترین موضوعات نسل کنونی هستند که میبایست پدران و مادران نسل آینده باشند ، این نسل همان موالید 3 دهه قبل هستند که همواره به علت جمعیت زیادشان از امکانات موجود در زمان خودشان کمتر بهره برده بودند ، حتی در موضوعی نظیر قانون سربازی که مازاد نیرو طی یک دهه مطرح بود باز این نسل مورد ظلم واقع شد ، و مسئولین با تغییر قوانین مشکلات بسیاری را برای جوانان ایجاد کردند و از طرفی چون نیاز کشور به این همه سرباز نبود ، اینبار افزایش چشمگیری را در مشمولین غایب در کشور داشتیم و حالا یک دهه دیگر گذشته است و اکنون متولدین 30 سال قبل درگیر بسیاری از معضلات هستند ، بسیاری کار ندارند ، بسیاری تخصص ندارند و بسیاری دیگر فضای ایجاد اشتغال برای خود و دیگران را ندارند ، از آن جمله مشمولین غایب میباشند ، جمعیتی که در محدوده 20 درصد از متولدین ذکور براورد میشود و این موضوعی کوچک نیست ، به جمعیتی که اکنون باید فعال باشد میگوییم فعال نباش و بعد از 20 سال سربار باش ، ممکن است به زبان نگوییم ولی عملا برایشان راه دیگری قرار نداده ایم ، اگر جوان 30 ساله در محرومیت باشد به هر حال از توانش بصورت بهینه نمیتواند استفاده نماید ، نمیتواند هزینه برای خودش و خانواده اش انجام دهد ، بسیاری اگر هم ازدواج کنند یا فرزند دار نمیشوند و یا تنها دارای یک فرزند و نتیجه میشود کاهش جمعیت ، در واقع بسیاری از محرومیت ها نظیر فشار بر مشمولین غایب بالای 30 سال تنها برای آنها نیست بلکه برای کشور میباشد ، اگر قصد ایجاد تناسب جمعیتی در کشور است راهی جز این نیست که به جوانان پرداخت ، اینکه دولت وام بدهد به عده ای یا امتیاز برای فرزند دار شدن بگذارد راهکار نیست ، این میشود نهایتا صرف منابع کشور که بیشتر آن تلف میشود ، راهکار این است که ببینیم کجا سنگ انداخته ایم آنها را برداریم ، مشمولین غایب بالای 30 سال به سربازی نمیروند ، نظام وظیفه هم به آنها نیاز ندارد ، قانون آنها را محروم کرده ، محرومیت هم تنها کشور و این مشمولین را متعاذی میکند و هیچ اثر خیری ندارد ، آیا راحتتر اصلاح قانونی است که هزینه ندارد و تازه هزینه ها را کم تر هم میکند یا اینکه برای حل مشکل تنها کارهای تبلیغی کنیم و بی فایده ، توجه شود وقتی میخواهیم تناسب ایجاد کنیم باید راه تناسب را برویم ، اگر بگوییم به هر بچه که دنیا بیاید 5 میلیون میدهیم ممکن است در برخی دهات و نقاط محروم تشویقی باشد ولی برای شهرنشین ها نباشد ، یعنی اسبابی خواهد بود برای افزایش جمعیت در خانواده های فقیر که این میشود باز رفتن به سوی ساختار جمعیتی غیر متناسب. به هر حال امید است با درایت و هماهنگی بهتر شاهد حل موضوعات اجتماعی مرتبط باشیم .

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1391ساعت 13:8  توسط ادریس پویا  | 

آنچه سردار کمالی از عدالت میگوید

 ابتدا ماه مبارک رمضان ، ماه ضیافت الهی را به همه مسلمین تبریک میگویم و از خداوند متعال توفیق همه بندگانش را برای تسلیم در برابر حق و بندگی شایسته مسئلت میدارم و امیدوارم از برکت این ماه همه نیازمندان درگاه الهی بقدر وسع خویش بهره مند باشند .

مدتی بود که سردار کمالی مصاحبه جدیدی نداشتند و ما همچنان منتظر بودیم برای نقد سخنان ایشان ، به هر حال در آستانه ماه مبارک رمضان ایشان مصاحبه ای داشتند با خبرگزاری فارس و صحبتهایی در خصوص عدالت ،

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910428001383

ایشان حذف سن 59 سالگی پدر را برای کسب معافیت در راستای عدالت دانستند ، چرا که ممکن است کسی در سن 58 سالگی نیازمند نگهداری فرزند باشد و در دیگری در سن 60 سالگی نباشد ، فلذا از نظر ایشان معیار سن پدر عادلانه نیست و وضعیت پدر علی رغم سن زیاد و کم به عدالت نزدیکتر است ، ایشان همچنین نظر داشتند که ممکن است کسی در سن ۵۹ سالگی به علت تمکن مالی نیاز به سرپرستی فرزند خود نداشته باشد و از طرفی دیگری در سن 50 سالگی نیازمند کمک و نگهداری از سوی فرزند خویش باشد و جملگی این تغییرات را در قانون جدید جهت نزدیک شدن به عدالت دانسته اند . البته میدانیم حذف سن 59 سالگی تبدیل به سن 65 سالگی شده است و بدون اینکه قانون تعیین سن کند ، نیروی های مسلح سن 65 سالگی را خودشان تعیین کرده اند که در این سن کلیه افراد چه تمکن مالی داشته باشند و چه نداشته باشند بتوانند موجب معافیت تنها فرزند ذکورشان شوند ، که البته حقیقت امر این است که هم اکنون افرادی هستند با سن بیش از 70 سال که کار میکنند و فرزندان آنها همچنان در سایه تلاش پدر روزگار میگذرانند ، فلذا حقیقتا حذف سن 59 سالگی را باید تغییر سن 59 سالگی بدانیم ، از طرفی پیش از این هم افراد با سن کمتر از 59 سالگی به علت وضعیت جسمانی بعد از تایید های موثق که نیازمند نگهداری از سوی فرزند هستند میتوانستند موجب معافیت فرزند خویش شوند یعنی در این خصوص هم تغییری روی نداده و این فقط جنبه ای تبلیغاتی است و ادعایی که در آن ثمری نیست . از این موضوعات بگذریم ، صحبت از عدالت است که سردار در مصاحبه خود بسیار بر آن تاکیید کرده است و ما نیاز است مسائلی را یادآوری کنیم تا به کلمه عدالت در فرهنگ لغات آسیبی نرسد و سردار بجای استفاده از این کلمات که برایشان سخیف است از کلمات دیگری که با عملکردشان تناسب بیشتری دارد استفاده نمایند .

آذر ماه سال گذشته مطلبی نوشته بودم تحت عنوان "  اقل الناس مروه من کان کذبا " و  تحلیلی از صحبتهای سردار و اکنون ایشان از عدالت میگویند ، آیا عادلانه بود سال 1380 قانونی را که مصوب مجلس و شورای نگهبان بود و دولت ابلاغ کرده بود ، ستاد کل اجرا نکند و بگوید نیروی مازاد نداریم و بعد از آن هم معافیت های من دراوردی لاغری و چاقی دهد ، هم معافیت سنی دهد و هم مدت سربازی را کاهش دهد ، صحبت از عادلانه بودن فروش سربازی نیست ، صحبت از این است که اگر نیت نیکو هم داریم نباید کار ناپسند انجام دهیم ، اگر نیروی مازاد داریم و بگوییم نداریم و حتی اگر هیچ کس از آن صدمه نبیند باز هم این عمل خلاف عدالت است ، و حالا یک دهه از آن بی عدالتی گذشته است و صدها هزار جوان که 11 سال پیش میتوانستند از فرصتی استفاده کنند در محرومیت بسر بردند و میبرند ، سن مشمولیت به نهایت سن مشمولیت در تاریخ سربازی رسیده است و اکنون حتی افراد بالای 36 سال هم مشمول هستند در حالی که همواره طی 87 سال اخیر بخششها و تخفیفاتی در قوانین نظام وظیفه اعمال شده است که اجازه نداده است این سن از 35 سالگی فراتر رود ، حالا واقعا عادلانه است که مرد 36 ساله مشمول باشد و همچنان در محرومیت بسر ببرد در حالی که تا یکسال قبل هیچگاه در چنین سنی افراد مشمول نبوده اند و همواره از معافیتهایی به لحاظ سنشان برخوردار بوده اند ، واقعا عادلانه است متولد سال 54 9 سال قبل معاف شده باشد و متولد سال 55 بعد از 9 سال فراری محسوب شود ؟؟ مگر سردار عزیز صحبت از عدالت نمیکنی که ممکن است مرد 59 ساله نیاز به نگهداری نداشته باشد و 58 ساله داشته باشد ، اگر سن ملاک نبوده چرا بعد از 9 سال افرادی که تنها چند ماه دیرتر متولد شده بودند همچنان در محرومیت بسر میبرند . البته قابل درک است عده ای از اقبال بهتری برخوردار هستند و همواره نمیتوان همه چیز را به اندازه تقسیم کرد ولی دو کار میتوان کرد ، یکی اینکه تلاش کرد برای عدالت و درستی و دیگر اینکه از عدالت فقط در کلام استفاده نکرد و قدری هم مرد عمل بود .

+ نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1391ساعت 23:36  توسط ادریس پویا  | 

مسئولین وظیفه عمومی مترصد هستند یا منصرف

 مدتی است که از مسئولین ستاد کل و سازمان وظیفه عمومی خبری در خصوص مشمولین غایب نداشته ایم ، قصدمان هم البته این نیست که حالا که آنها با ما کاری ندارند ما سر به سر ایشان بگذاریم ، منتها برایمان جای سوال است که آیا مسئولین مربوطه از اعمال فشار بر مشمولین غایب منصرف شده اند یا اینکه مترصد فرصتی هستند برای برخورد و اعمال فشار دوباره و بلکه مضاعف .

اینکه مسئولین مربوطه تسلط کافی دارند  بر موضوع مشمولین غایب از تعداد آنها گرفته تا وضعیت آنها در اجتماع و اثر برخورد با ایشان ، بر ما تردیدی نیست . به هر حال شغل و مسئولیت ایشان ایجاب میکند در جریان بسیاری از امور باشند و قطعا کارشناسان نظامی تحلیل هایی به مراتب قویتر و مستدل تر از آنچه ما بر اساس آمار و ارقام های منتشر شده  عمومی ارائه میدهیم ، خواهند داشت . ولی تردید ما بر این است که عملکرد مسئولین بر اساس دانشی باشد که دارند ، گاهی مصلحت اندیشی های شخصی و غیر شخصی وجود دارد که تصمیم درست را برای تصمیم گیرنده مشکل میکند . موضوع مشمولین غایب هم حقیقتا همین است ، در حال حاضر روزانه حداقل 500 مشمول غایب از مرز سن 30 سالگی عبور میکنند ، این در حالی است که تعداد کل دستگیریهای مشمولین غایب بین 150 تا 200 نفر در روز تخمین زده میشود که از این تعداد حتی 50 نفر آنها هم بالای 30 سال نیستند و ضمنا بعد از دستگیری نیز عموما آنها مجددا از انجام خدمت سر باز میزنند ،   در بدترین شرایط  هم اگر در نظر بگیریم خروجی مشمولین غایب بالای 30 سال به نسبت ورودی آنها 1 به 10 میباشد ، یعنی از هر 10 نفری که از سن 30 سالگی عبور میکند  ممکن است یک نفر آنها حسب تصادف دستگیر شود ، اگر قرار به دستگیری مشمولین غایب هم باشد ممکن است با طرح های ویژه و هزینه بری بتوان خیل کثیری از آنها را دستگیر کرد ، منتها هیچ متولی برای پذیرش آنها وجود ندارد ، وقتی توان پذیرش برای هر دوره آموزشی نهایت 30 یا 40 هزار نفر باشد که هر ماهه اعزام داریم و امکانات برای آنها هم ناچیز است چطور میشود طرح دستگیری برای مشمولین غایب گذاشت و آنها را جذب کرد ، از طرف دیگر چطور میتوان پاسخگوی بازخورد اجتماعی این عملکرد بود . اینها نکاتی است که مسئولین وظیفه عمومی بر آن واقف هستند ، از طرفی تامیین نیرو هم با همین تعداد افراد خود معرف و احیانا دستگیریهای تصادفی میشود و نیازی به اعمال برخورد نیست . ولی مشکل دیگری که کار را سخت میکند افزایش اختلاف سن مشمولیت است که متولدین 1355 تا 1373 را با 18 سال اختلاف سنی شامل میشود ، چیزی که هرگز سابقه نداشته است و مسئولین نظامی هم علاقمند نیستند در یگانهای نظامی افرادی با دو برابر سن سایرین حضور داشته باشند چرا که این اختلاف سنی مجموعه نظامی را با افت توان روبرو میکند و هماهنگی بین افراد را مشکل میسازد . ولی قانون افراد را تا سن 50 سالگی مشمول قانون وظیفه عمومی میداند و اگر قرار بر اعمال فشار و دستگیری باشد ، فرقی بین مشمول غایب 20 ساله و 36 ساله نخواهد بود و میبایست همه دستگیر شوند ، اگر این بشود که ناهماهنگی ها را در پی خواهد داشت و اگر هم برنامه ریزی برای دستگیری مشمولین غایب کم سن و سال بشود باز موضوع دارای حاشیه خواهد بود که این تبعیض است و چرا قانون برای عده ای اجرا میشود و برای عده ای نه . اینجاست که معافیت سنی بهترین ابزاری است که طی 87 سال گذشته بارها بکار گرفته شده است و دایره مشمولین غایب را کوچک و قابل کنترل تر کرده است ولی عده ای هستند که حاضر به انتخاب درست نیستند ، شاید آن را شکست تلقی میکنند و شاید هم در درست بودن آن مردد هستند . به هر حال بنظر میرسد اکنون مسئولین وظیفه عمومی در دو راهی انتخاب هستند ، اینکه منصرف شوند از اعمال فشار بر مشمولین غایب با سن بالا و راضی شوند به معافیت سنی آنها و یا اینکه مترصد فرصت باشند برای اعمال فشار هر دو امکانپذیر است ولی نمیتوان بر سر دو راهی ایستاد تا بلکه یک راه از بین برود ، ناگزیر باید انتخاب کرد و چه بهتر که در انتخاب راه به علائم توجه شود تا نتیجه مطلوب حاصل گردد .  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 12:15  توسط ادریس پویا  |